عیب است بزرگ برکشیدن خود را
از جملهیِ خلق برگزیدن خود را
از مردمکِ دیده بباید آموخت
دیدن همه کس را و ندیدن خود را
#خواجه_عبدالله_انصاری(۳۸۵-۴۶۷خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «مناجات و الهینامه» (انتشارات جمهوری) رویهی ۷
عیب است بزرگ برکشیدن خود را
از جملهیِ خلق برگزیدن خود را
از مردمکِ دیده بباید آموخت
دیدن همه کس را و ندیدن خود را
#خواجه_عبدالله_انصاری(۳۸۵-۴۶۷خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «مناجات و الهینامه» (انتشارات جمهوری) رویهی ۷
زمانه ز بد دامن اندرکشید
مکافاتِ بد را بد آمد پدید
#فردوسی(۳۱۹-۴۰۳خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «شاهنامه - بخش یکم» (پیرایش دوم جلال خالقی مطلق، انتشارات سخن) رویهی ۷۴۱
شایسته است به جای واژههای «قبل» و «بعد» که عربی هستند، واژههای «پیش» و «پس» را که پارسی هستند به کار ببریم.
#پارسی_را_پاس_بداریم (۸)
#شعر_راستین
عیبِ پاکان زود بر مردم هویدا میشود
در میانِ شیرِ خالص، موی، رسوا میشود
... نیست ممکن برنگرداند ورق عشقِ غیور
عاقبت یوسف خریدارِ زلیخا میشود
#صائب_تبریزی(۹۷۱-۱۰۵۵خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «دیوان صائب تبریزی - جلد سوم» (به کوشش محمد قهرمان) رویهی ۱۳۱۱
دریایِ شورانگیزِ چشمانت چه زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست
... بیهوده میکوشی که رازِ عاشقی را
از من بپوشانی که در چشمِ تو پیداست
ما هر دُوان خاموشِ خاموشیم اما
چشمانِ ما را در خموشی گفتوگوهاست
#حسین_منزوی(۱۳۲۵-۱۳۸۳خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «مجموعه اشعار حسین منزوی - ویراست دوم» (انتشارات نگاه) رویهی ۴۶
گفتم ببینمش مَگَرَم دردِ اشتیاق
ساکن شود، بدیدم و مشتاقتر شدم
#سعدی(۵۸۴-۶۷۱خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «کلیات سعدی» (به تصحیح محمدعلی فروغی، انتشارات هرمس) رویهی ۷۶۵
اگر گردون به هم سنجد غمِ مجنون و دردِ من
نه مردم گر نه دردم از غمِ مجنون فزون آید
#جامی(۷۹۳-۸۷۱خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «دیوان کامل جامی» (ویراسته هاشم رضی) رویهی ۳۲۹
شایسته است به جای واژهی «آنتیک» که ریشهاش فرانسوی است و همچنین به جای واژههای «قدیمی» و «عتیقه» که ریشهی عربی دارند، واژههای «باستانی» یا «دیرینه» یا «دیرین» یا «کهن» یا «کهنه» را که پارسی هستند به کار ببریم.
#پارسی_را_پاس_بداریم (۷)
#شعر_راستین
رهایی خواهی از سیلابِ اندوه
قدم بر جای باید بود چون کوه
گر از هر باد چون کاهی بلرزی
اگر کوهی شوی کاهی نیرزی
#نظامی(۵۱۹-۵۸۹خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «خسرو و شیرین» (با حواشی و تصحیح وحید دستگردی) رویهی ۳۴۹
زُهد با نیّتِ پاک است نه با جامهیِ پاک
ای بس آلوده که پاکیزهردایی دارد
شمع خندید به هر بزم از آن معنی سوخت
خنده، بیچاره ندانست که جایی دارد
#پروین_اعتصامی(۱۲۸۵-۱۳۲۰خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «دیوان پروین اعتصامی با مقدمه ملکالشعرای بهار» (نشر نیک فرجام) رویهی ۳۵۳
«شکسته کشتیِ امّید در گردابِ غم ما را
تو ای ناصح مزن سنگِ ملامت باری از ساحل»¹
#جامی(۷۹۳-۸۷۱خورشیدی)
در این بیت، از تشبیههای زیبای امید به کشتی، غم به گرداب و ملامت به سنگ که بگذریم، سراینده، در مصراع نخست و در پیوند با خود، از «کشتی» و «گرداب» میگوید که - هرچند ناکامانه - نشان از جوشش و روانی و پویایی دریا دارند ولی در پیوند با پنددهنده و نکوهشکنندهی خود، از «سنگ» و «ساحل» میگوید که نماد سختی و ایستایی و مُردگی هستند.
شنیدن هفتبارهی آوای «آ» در بیت، میتواند بانگ فریادهای کسی باشد که به سختی سنگباران میشود.
پیوند واژههای این بیت - که به خوبی، دریا را پیش چشم پدیدار میکند - آشکارتر از آن است که از آن بگوییم، تنها باید گفت آوای «باری» نیز - به معنی به هر روی یا خلاصه - به گونهای یادآور واژهی «باران» است که هم با سنگ و هم با دریا پیوندی نیک دارد و نیز همین «باری» در معنی دیگرش (سنگین)، با سنگ و نیز با سنگینی سراسر سخن در هم تنیده شده است.
باز هم در پایان شایسته است یادآوری کنیم اینها چیزهایی بود که تنها در همین زمان به دیدهی کمبینای ما آمد، وگرنه ...
#اندکی_بررسی (۲)
#شعر_راستین
پانوشت: (سرچشمهها)
1. سرچشمه: «دیوان کامل جامی» (ویراسته هاشم رضی) رویهی ۴۹۶
چو آمد روی بر رویم که باشم من که من باشم؟
که آنگه خوش بُوَد با من که من بی خویشتن باشم
من آنگه خود کسی باشم که در میدانِ حکمِ او
نه دل باشم نه جان باشم نه سر باشم نه تن باشم
#سنایی(۴۵۹-۵۲۹خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «دیوان سنایی غزنوی» (به اهتمام پرویز بابایی) رویهی ۴۳۹
همان عشق است بر خود چیده چندین داستان ورنه
کسی بر معنیِ یک حرف، صد دفتر نمیسازد
#نظیری_نیشابوری(درگذشتهی۹۹۱خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «دیوان نظیری نیشابوری» (به تصحیح و تعلیقات محمدرضا طاهری) رویهی ۱۰۲
از شمع سه گونه کار میآموزم
میگریم و میگدازم و میسوزم
#مسعود_سعد_سلمان(۴۲۵-۵۰۰خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «دیوان مسعود سعد سلمان» (مقدمه: ناصر هیّری) رویهی ۷۱۱
سیهچشمی به کارِ عشق استاد
مرا درسِ محبت یاد میداد
مرا از یاد برد آخر ولی من
بهجز او عالمی را بردم از یاد
#فریدون_مشیری(۱۳۰۵-۱۳۷۹خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «بازتاب نفس صبحدمان، کلیات اشعار فریدون مشیری - جلد اول» (نشر چشمه) رویهی ۲۹۸
یک روز یقیناً خفهام خواهد کرد
دستی که به دورِ گردنم افتاده
#جلیل_صفربیگی(زادهی۱۳۵۳خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «واران، گزیده اشعار جلیل صفربیگی» (نشر تکا) رویهی ۱۳۷
نشود فاشِ کسی آنچه میانِ من و توست
تا اشاراتِ نظر نامهرسانِ من و توست
گوش کن با لبِ خاموش سخن میگویم
پاسخم گو به نگاهی که زبانِ من و توست
روزگاری شد و کس مردِ رهِ عشق ندید
حالیا چشمِ جهانی نگرانِ من و توست
گر چه در خلوتِ رازِ دلِ ما کس نرسید
همه جا زمزمهیِ عشقِ نهانِ من و توست
گو بهارِ دل و جان باش و خزان باش، ار نه
ای بسا باغ و بهاران که خزانِ من و توست
این همه قصهیِ فردوس و تمنایِ بهشت
گفتوگویی و خیالی ز جهانِ من و توست
نقشِ ما گو ننگارند به دیباچهیِ عقل
هر کجا نامهی عشق است نشانِ من و توست
سایه ز آتشکدهیِ ماست فروغِ مه و مهر
وه از این آتشِ روشن که به جانِ من و توست
#هوشنگ_ابتهاج(۱۳۰۶-۱۴۰۱خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «آینه در آینه، برگزیده شعر ه. ا. سایه» (به انتخاب محمدرضا شفیعی کدکنی) رویههای ۳۹ و
۴۰
شایسته است به جای واژههای «حداقل» و «حداکثر» که عربی هستند، واژههای «دست کم» یا «کمینه» و «دست بالا» یا «دست پُر» یا «بیشینه» را که پارسی هستند به کار ببریم.
#پارسی_را_پاس_بداریم (۶)
#شعر_راستین
گر خاصه نهای تو عام میباید بود
ور پخته نهای تو خام میباید بود
در کفر نهای تمام و در ایمان هم
در هر چه دری تمام میباید بود
#عطار(۵۲۴-۶۰۰خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «مختارنامه» (به تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی) رویهی ۱۰۲
در شهر یکی کس را هشیار نمیبینم
هر یک بَتَر از دیگر شوریده و دیوانه
... گفتم که رفیقی کن با من که منم خویشت
گفتا که بِنَشناسم من خویش ز بیگانه!
#مولانا(۵۸۶-۶۵۲خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «کلیات شمس - جزو پنجم» (به تصحیح بدیعالزمان فروزانفر) رویههای ۱۱۹ و ۱۲۰
در روزگاران پیش، روشهای بیمزهای در سرودن بود که تنها سودی که داشت، سرگرم کردن سراینده به گذران زمان بود. شگفت است که این روشها را گونهای آرایه میپنداشتند و نامگذاری میکردند و گروهی هنوز هم آرایه میپندارند. برای نمونه در سراسر یک شعر، هیچ واژهای که «نقطه» داشته باشد یا «الف» داشته باشد به کار نمیبردند!
گویا روزی برای #جامی(۷۹۳-۸۷۱خورشیدی)، شعری از همین گونه میخواندند که هیچ «الف» نداشت. جامی هم که شعر را بیمزه دید و سرودنش را بیخود دانست، چنین پاسخ داد:
«شاعری خواند پُر خلل غزلی
کاین به حذفِ الف بُوَد موصوف
گفتمش نیست صنعتی به از آن
که کنی حذف از آن تمامِ حروف!»¹
#داستان_شاید_راستین (۱)
#شعر_راستین
پانوشت: (سرچشمهها)
1. «بهارستان» (به تصحیح اسماعیل حاکمی) رویهی ۸۷
گویند کسان بهشت با حور خوش است
من میگویم که آبِ انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کآوازِ دهل شنیدن از دور خوش است
#خیام(۴۲۷-۵۱۰خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «رباعیات حکیم خیام نیشابوری» (به اهتمام: محمدعلی فروغی، قاسم غنی) رویهی ۸۱
شایسته است به جای واژههای «بعید» و «قریب» که عربی هستند، واژههای «دور» و «نزدیک» را که پارسی هستند به کار ببریم.
#پارسی_را_پاس_بداریم (۵)
#شعر_راستین
فلک جز عشق محرابی ندارد
جهان بی خاکِ عشق آبی ندارد
... کسی کاز عشق خالی شد فسردهست
گرش صد جان بُوَد بی عشق مردهست
... گر اندیشه کنی از راهِ بینش
به عشق است ایستاده آفرینش
#نظامی(۵۱۹-۵۸۹خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «خسرو و شیرین» (با حواشی و تصحیح وحید دستگردی) رویههای ۳۳ و ۳۴
عشق است که صد پاره نماید جگرِ کوه
اینگونه هنر تیشهیِ فرهاد ندارد
#فرخی_یزدی(۱۲۶۸-۱۳۱۸خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «مجموعه اشعار فرخی یزدی» (تصحیح حسین مکی) رویهی ۱۲۳
سنگی سرِ خود را به سرِ سنگِ دگر زد
صد مرتبه بردار سر از سجده و بگذار
از فلسفه تا سفسطه یک عمر دویدم
آخر نه به اقرار رسیدم نه به انکار
در وقتِ قنوتم به کف آیینه گرفتم
جز رنگِ ریا هیچ نماندهست به رخسار
تنهاییِ خود را به چهار آینه دیدم
بیزارم، بیزارم، بیزارم، بیزار
#فاضل_نظری(زادهی۱۳۵۸خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «آنها» (انتشارات سوره مهر) رویهی ۵۱
گر عمر کران کنم به سودات
سودایِ تو را کران مبینام
#خاقانی(۵۰۵-۵۷۷خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «دیوان خاقانی شروانی» (به تصحیح علی عبدالرسولی) رویهی ۳۱۲
شایسته است به جای واژههای «طول»، «عرض» و «ارتفاع» که عربی هستند، واژههای «درازا»، «پهنا» و «بلندا» را که پارسی هستند به کار ببریم.
#پارسی_را_پاس_بداریم (۴)
#شعر_راستین
این بود همیشه رسمِ گیتی
شادیش غم است و شِکَّرَش سم
#ناصر_خسرو(۳۸۳-۴۶۷خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «دیوان اشعار حکیم ناصر خسرو قبادیانی» (به اهتمام مجتبی مینوی و مهدی محقق) رویهی ۱۴۸
نه شکوفهای نه برگی نه ثمر نه سایه دارم
همه حیرتم که دهقان به چه کار کِشت ما را!
#ذوقی_اردستانی(درگذشتهی۱۰۱۴خورشیدی)
#شعر_راستین
سرچشمه: «تذکره نصرآبادی» (چاپخانه ارمغان) رویهی ۲۷۵